محمد رضا نصيرى

78

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ » « 12 » متوجه بناى اين امر خير شده‌اند . يقين حاصل است كه بحول و قوت الهى و نيروى اقبال بيزوال شاهنشاهى دفع و رفع اين جماعت بى عاقبت به اندك توجهى خواهد شد . و اگر خدا نخواسته در استيصال ايشان تغافل فرمايند به مجرد خاطر جمعى از طرف اولياى دولت دوران عدت عثمانى حسب الواقع در استعداد خود كوشيده به خيالات فاسد بىادبى را زياده بر آنچه به عمل آورده معمول داشته و به نحوى كه معلوم راى صوابنماى وكلا و اجلاء ذوى العز و اعتلاء عالى شده منشاء مفاسد عظيمه خواهند گرديد . لهذا ملتمس مىگردد كه ان شاء الله تعالى ، اولا به منطوقهء « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ » « 13 » در اصلاح فى ما بين اين دو دولت ابد مدت به نحوى كه متوجه گرديده‌اند به مضمون الاكرام بالاتمام سعى ما لا كلام معمول ، و ثانيا در قلع و قمع افغان ضلالت نشان به موجبى كه رقم زده كلك درر سلك شده بوده به هر كه صلاح دانند اهتمام تام اتمام منظور اين نيكنامى و آثار خير را كه باعث رضاى جناب خالق و آسودگى قاطبهء خلايق و در نظر پادشاهان جهان جلوه‌پرداز مراتب استحسان است و تا انقراض عالم دار السنه و افواه باقى مىماند در سلسلهء جليلهء نبيلهء خود گذاشته ، عاليجاه سفير نيكو تخمير معزى اليه را به زودى زود ان شاء الله الملك العلام مقضى المرام روانه درگاه فلك احتشام فرمايند كه ، بندگان اقدس امجد اعلى - روحى فداه - و جمعى كثير از صغير و كبير منتظر و چشم به راه تمام اين احسان نمايان و معاودت عاليجاه سفير صافى ضمير مىباشند . چون غرض مختصر بود به زوايد اطناب ننمود . باقى ظلكم ممدود برب العباد . « 14 »

--> ( 12 ) - و اگر دو طايفه از اهل ايمان با هم به قتال و دشمنى برخيزند البته شما مؤمنان بين آنها صلح برقرار داريد و اگر يك قوم بر ديگرى ظلم كرد با آن طايفه قتال كنيد تا به فرمان خدا درآيد . ( حجرات / 9 ) . ( 13 ) - به حقيقت مؤمنان همه برادر يكديگرند . پس هميشه بين برادران خود صلح دهيد و خدا ترس و پرهيزكار باشيد . باشد كه مورد لطف و رحمت الهى گرديد ، ( حجرات / 10 ) . ( 14 ) - بايگانى نخست‌وزيرى تركيه ، نامه همايون ج هفتم ص 213 - 212 . تاريخ قيد در دفتر نامه همايون ، اواسط ربيع الاخر 1143 مىباشد .